وقتی نسبت به الان پیراهن های کمتری پاره کرده بودم همیشه فکر می کردم که خانواده در شخصیت دهی به شخص نقش آنچنانی ای نمیتونه ایفا کنه و وقتی مثلا می گفتم فلانی بچه ی خوبیه می شنیدم که می گن نه بابا خانواده ش ال و بل! یا بالعکس البته... و من همیشه فکر می کردم که چرا باید در مورد افراد این طور قضاوت کرد مگه نه اینکه  " پسر نوح با بدان بنشست  خاندان نبوتش گم شد" ؟ و این دلیل بزرگی برام بود و افتخار هم می کردم که فیلسوفانه و روشنگرانه دارم فکر می کنم!!! با پاره کردن چند تا پیراهن فهمیدم که نه بابا اینجورا هم نیست و خانواده نقش مهمی رو بر عهده داره و ما مگه چند تا پسر نوح داشتیم وباز یا بالعکس که بتونیم این نظر رو تعمیم بدیم و باز با پاره کردن های پیراهن های بیشتر ( که اصلا مطابق با سال اصلاح الگوی مصرف نیست) به این نتیجه رسیدم که بابا جان هر دوی این ها نقش مهمی دارند مخصوصا اگر شخص با هر پیش زمینه ای در جمعی  قرار بگیره که بخصوص این جمع خانوادگی هم باشه و شخص رو کاملا جو گیر کنه!!! یعنی مثلا اگر شما پسر یه بابای بسیار خوب و نازنینی باشی و بری زنی بگیری که خانواده ی زنت مغز تو رو شستشو بدن , کار می تونه به جایی برسه که پدرت حکم برائت برات صادر کنه!! البته این زمانه درست برعکس این رو هم ثابت کرده که پدری سعی کرده بود پسرش رو درست مطابق نظر خودش دگم بار بیاره  ولی این پسر بعدها می فهمه که اونجوری نبوده و یه جور دیگه بوده که باز هم نتیجه یکی شده و پدر باز هم حکم برائت صادر می کنه!!!! 

و اما این تاثیرات می تونه که در جمع خانواده ای که بعد از ازدواج تشکیل می شه هم رخ بده!! زن و شوهر ها معمولا تحت تاثیر هم قرار می گیرن و این تاثیر می تونه مثبت و یا منفی باشه.. ولی به هر حال این تاثیرگاهی به حدی می رسه که آدم متوجه نمی شه این تاثیر آقا رو خانوم بوده و یا بالعکس... مثلا این روزها شاهد زن و شوهری هستیم که هر دو به حد اعلا گزافه گویی می کنن!! مخصوصا خانومه که ید طولایی هم در نامه نگاری داره!! و وقتی می نویسه به قولی آمممما می نویسه هااااا !!!! اول  به خاطر تعداد زیاد پیراهن ها فکر کردم که این خانوم ( البته باید لفظ زنیکه رو به کار برد که با عرض شرمندگی این رو من به لحاظ خانوادگی نمی تونم در متن اصلی بیارم ) از چه خانواده ایه که به خودش اجازه میده که به همه توهین بکنه ولی پس از تفحص متوجه شدم که اتفاقا قبل از ازدواج خانواده ی خوبی داشته و بعد دچار این بیماری شده!! و این بیماری به صورت مسری از زوج به زوجه و بالعکس منتقل شده و این داستان همچنان ادامه داره!!!! خلاصه که خداوند رحمان خودش همه رو از گزند آفات این جور آدما محفوظ بداره...

نتیجه گیری اقتصادی: صرفه جویی کم مصرف کردن نیست ,درست مصرف کردن است ( یعنی هر چند تا پیرهن که لازم بود پاره کنین عیب نداره).

نتیجه گیری سیاسی: سیاست پدر مادر نمی شناسه و ممکنه که سگ پاچه ی خودش رو هم در سیاست گاز بگیره!

نتیجه گیری اخلاقی: سعی کنید در خانواده ی خوبی متولد بشید آممما اگه وسعتون نرسید حداقل خودتون خوب باشید که فردای روزگار بچه تون  به زحمتی که شما افتادید نیفته!

نتیجه گیری خود شناسی: اصلا به پیراهن ها ربطی نداشته ,من از اولش فیلسوف بودم!!!!!!!!!!!!!!!