مهر شروع شد.. در تمام سالهای بعد از کلاس اول دبستان, مهر برای من حال و هوای دیگه ای داشته. شروع پاییز بوی خوب کلاس رو در شامه ی من زنده می کنه , بوی نیمکت هایی که نم کشیدن و یادگاری های بچه های قدیمی همراه با تیکه های چوبشون در حال کنده شدنن. دیوارهایی که پر از شعرهای عاشقانه و تقلبه..و بچه هایی که همیشه اول سال تصمیم دارن که خوب درس بخونن.. دفتر هاشون خوش خط و خط کشی شده باشه و نمره ی انضباطشون بیست!!

مهر برای من یک زندگی دوباره اس و مرور کلی خاطرات قدیمی با درجا زدن در بعضی قسمت ها.. خاطراتی که اونقدر زنده اس که هنوز می تونه به سادگی اشک منو سرازیر کنه ویا تا سرحد سکسکه و دل درد منو به خنده بندازه.. 

مهر برای من کفشهای چرمی قهوه ای جفت شده کنار کیف صندوقی همرنگیه که توش یه دفترو چند مداد و پاکنه که همگی پایین روپوش سورمه ای کوتاه من با اون جیب های قشنگ چارخونه و جوراب شلواری سفید رنگ منتظر بودن که برای اولین بار کلاس و درس و معلم رو تجربه کنن.

مهر برای من خانوم مهرابی,خانوم طراوتی,خانوم میلادی,خانوم گنجعلی زاده,خانوم رنج اندیش و دهها معلم دیگه اییه که هنوز خالصانه دوستشون دارم.

مهر برای من ارمغان زندگی دوباره اس. تنفس ترنم شعرهای شیون بایک صدای  خواب آلود و بم در کله ی صبح, سفر به زندگی سلمان,پرواز با Ravonبه ناکجاآباد,  چشیدن طعم به ژاپنی در اوج لحظات کلاس و حس کردن درد بچه هایی که راز بقای بزرگترها بودند. مهر برای من انتظار لحظات طی کردن مسیر تا مینی بوس های تجریش و تجربه کردن لذت غریب فشردن گرمترین دستهاییه که منو تا اوج خلسه می بردن.

مهر کلید ورود به تمام روزهاییه که سایه شون تا آخرین لحظات زندگی در ذهن موندگاره. لحظاتی که هنوز در زندگی من در جریانن.. 

مهر ماه منه. ماه دوست داشتنی من..